ایران پترو – سمیرا فرخ منش*: " ما ایران را از این اقدام برحذر می داریم . بستن تنگه هرمز، اقدام جنگی خواهد بود و اعلام جنگ بینالمللی به جهان است."
|
این جملات وزیر خارجه ضد ایرانی عربستان در واکنش به سخنان فرمانده سپاه پاسداران در ایران است. سخنانی که نشان از وحشت سعود الفیصل در برابر تهدید استرتژیک اخیر جمهوری اسلامی ایران دارد. تهدیدی که عربستان را که اغلب در نقش برادر بزرگ منطقه در حوزه اعراب ظاهر میشود، واداشت تا ایران را مسبب جنگی بین المللی بداند که طرف مقابل این جنگ جامعه اعراب خواهد بود. از نگاهی دیگر، این پیامی تهدید آمیز بود برای ایران تا آگاه باشد در صورت مبادرت به این اقدام، نزدیک ترین همسایگان خود را از دست خواهد داد و حتا با آنان وارد جنگی بزرگ خواهد شد. اما این که مقامی بلند پایه در منطقه ، اینچنین آشکار از احتمال شروع جنگ بین المللی با همسایه خود سخن می گوید و با این تهدید آرامش موجود در منطقه را لا اقل در محدوده گفتمان های دیپلماتیک بر هم میزند ، نشان از چه دارد؟ چرا تهدید گفتاری یکی از مقامات جمهوری اسلامی مبنی بر بستن تنگه هرمز اینچنین جامعه اعراب را برآشفته کرد و از چه روی عربستان با قاطعیت از بین المللی شدن عواقب این اقدام سخن می گوید؟ جنگ بین المللی که بی شک غیر از عربستان دیگر کشورهای منطقه و حتا دیگر قدرتهای بزرگ جهانی در آن شریک خواهند بود...
هرمز، بی رقیب ترین شاهراه نفتی جهان
یک بررسی اجمالی بر موقعیت ژئوپلتیک تنگه هرمز نشان میدهد نگرانی خشونت بار سعود الفیصل بی علت نیست. تنگه ای که همگان عنوان " حیاتی ترین شاهراه اقتصادی جهان" را برایش مناسب می دانند و واقفند کانالی که 40 درصد نفت دنیا را تامین و 17 میلیون بشکه نفت خام در روز را از این کانال باریک در تانکرها انتقال می دهد، یکی از استرتژیک ترین نقاط ژئوپلتیکی درخاورمیانه و حتا در جهان به حساب می آید. پس قابل پیش بینی است که قدرتهای منطقه ای و غیر منطقه ای نگاه ویژه ای روی حساس ترین راه آبی دنیا داشته باشند. «هورموغ» که نام قدیم "هرمز" بوده ،در گویش بومی لارستانی ها به معنای نخل است. برخی هم معتقدند این واژه ترکیبی از ترکیب هور+موغ (موغستان) به معنی آبراهه موغستان (ایالت قدیم جنوب ایران یا میناب کنونی)ساخته شده است. البته برخی دیگر نیز کلمه هرمز را برگرفته از لغت هورمز یا اهورامزدا میدانند. هرمز ایرانی که دریای عمان را به خلیج فارس و همچنین آبهای ازاد اقیانوس هند پیوند می زند، باریکه دریایی خمیده شکلی است که در منتهیالیه شرقی خلیج فارس واقع شده است و فلات ایران را از شبه جزیره عربستان جدا میکند. به واسطه اهمیت غیر قابل انکار خلیج فارس که دارنده بیش از 60 درصد ذخایر اثبات شده نفت جهان است و 30 درصد تجارت جهانی نفت را در اختیار دارد این باریکه آبی اهرم اصلی در ایجاد ارتباطات نفتی جهانی به شمار می رود. در سال 2006 کشورهای خلیج فارس(بحرین، ایران، کویت، قطر، عربستان، امارات متحده عربی) در حدود 28 درصد نفت جهان را تولید کردند. این درحالی است که این کشورها 55 درصد(728 میلیارد بشکه) از ذخایر نفت خام جهان را تحت اختیار خود دارند. طبق امار موجود میزان صادرات کشورهای خلیج فارس در سال 2006 در کل حدود 2/18 میلیون بشکه در روز بود که 17 میلیون بشکه آن یا به عبارتی یک پنجم تقاضای جهانی، ازطریق تنگه هرمز وبقیه ازطریق خطوط لوله نفتی ترکیه به مدیترانه و از عربستان به دریای سرخ منتقل می گردید. در سال 2006 واردات نفت آمریکا از خلیج فارس 2/2 میلیون بشکه در روز، معادل 17 درصد کل واردات نفت آمریکا بود. اما براساس پیش بینی آژانس بین المللی انرژی در سال 2002 مقدار تقاضای جهانی نفت تا سال 2030 دو سوم افزایش می یابد و به 17 میلیون بشکه در روز یا 3/15 میلیارد تن در سال می رسد. همچنین تقاضای نفت کشورهای در حال توسعه نیز در دوره 62 درصد افزایش خواهد یافت که وظیفه انتقال این منابع انرژی موجود در خلیج فارس تمام و کمال به عهده تنگه هرمز است. از طرفی جدا از بحث وجود ذخایر عظیم نفت و گاز در این منطقه و نقش آبراه هرمز در صدور آن، این گلوگاه آبی جایگاه امنیتی ویژه ای را نیز برای جمهوری اسلامی ایران بازی می کند . با توجه به وجود جزایر سه گانه ایرانی در میان تنگه هرمز و خط کرانه های همه جزایر ایرانی و عمانی طبق قرارداد های مرزی ایران وعمان در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۴ که از ۲۸ مه ۱۹۷۵ به اجرا درآمده، ایران دارای مالکیت سیاسی و جغرافیایی در بیشترین قسمت های این تنگه است. به عبارتی به خاطر وجود جزایر متعدد ایرانی لارک، قشم، هرمز، هنگام و در ادامه جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی که به استراتژیک معروفند، علاوه بر آن که موجب افزایش وسعت آب های ساحلی ایران می شوند، به عنوان پایگاه های امنیتی جهت کنترل ایران بر این تنگه به حساب می آیند. از طرفی دیگر ایران رقمی نزدیک به 140 گارد ساحلی و قایق گشت زنی، که شامل 11 قایق گشت زنی موشکی کمان کلاس فرانسوی با 2 تا 4 موشک ضد ناو می شود در اختیار دارد. اینها موشک هایی با سوخت جامد، کم ارتفاع، بردی 42 تا 52 کیلومتری و کلاهک های 165 کیلوگرمی هستند که قابلیت گریز از رادار ر ا دارند و می توانند به کشتی های غیر نظامی و تأسیسات نزدیک به ساحل آسیب برسانند. همچنین با توجه به باریکی آبراه خلیج فارس بخصوص در قسمت هرمز که نزدیک به 34 کیلومتر (22 مایل) است، موشک های نور و کوثر (که در رزمایش اخیر پیامبر (ص) اعظم مورد آزمایش قرار گرفتند) قادر به رسیدن به اهداف مورد نظر در هر نقطه از آب های خلیج فارس خواهند بود. ایران همچنین دارای رقمی نزدیک به 20 هزار نیروی دریایی در سپاه پاسداران است که 5000 نفر آنها تفنگدار دریایی هستند. این تعداد از سپاهیان 10 قایق کشتی مجهز به موشک هودونگ با قابلیت حمل کلاهک های 165 کیلوگرمی و سیستم هدایت اینرسی و نهایت برد 120 کیلومتر دارد. از طرفی دیگر ایران دارای موشک های آزمایش شده است که دارای سیستم هدایت خودکار هستند و می توانند به سرعت در جزایر نزدیک به تنگه هرمز مستقر شود. این سیستم ها بردی حدود 95 تا 100 کیلومتر دارند و قادر هستند کلاهکی بسیار بزرگ را با خود حمل کنند. پس خاصیت هرمز تنها به ویژگی انتقال دهنده نفت و انرژی پایان نمی پذیرد و قابلیت آن برای توانمند سازی جنبه های امنیتی جمهوری اسلامی، قدرت های غربی را نیز بر آن داشته که تا حد امکان نگاه خیره خود را بر این تنگه حفظ کنند.
بستن هرمز، تهدید استراتژیک یا اقدامی عملی؟
پس از آگاهی از ویژگی های خاص و قابل توجه هرمز ایرانی، این سوال ایجاد می شود که گفته اخیر فرمانده سپاه پاسداران ( که نمی تواند یک اظهار نظر شخصی تلقی شود) تنها یک تهدید استراتژیک خطاب به دولتهای غربی به منظور جلوگیری از حمله نظامی به حساب می آید یا ایران به راستی قصد عملی کردن این اقدام را دارد؟ در صورت مثبت بودن فرضیه دوم ، با توجه به نقش استراتژیک تنگه و نیازی که جامعه بین المللی به این آبراه خلیج فارس دارد، آیا ایران از لحاظ حقوق بین المللی و قوانین مربوط به دریاها ، قادر به بستن همه جانبه این تنگه و محروم کردن همسایگان از آن می باشد ؟ و در این میان جامعه جهانی می تواند از کانال های قانونی و مصوبات کنوانسیون های مربوطه ایران را از بستن تنگه هرمز باز دارد یا خیر؟ در این میان اختلاف نظر ها در درجه اول بر سر بین المللی بودن تنگه هرمز یا عدم آن است . برخی معتقدند که تنگه هرمز جزو " آبهای سرزمینی" به شمار می آید و نه بین المللی. در این صورت اختیار همه جانبه کنترل آن به عهده سرزمین صاحب است . بنابراین ایران هر زمانی که صلاح بداند ، قادر به بستن این تنگه و جلوگیری از عبور و مرور کشتی های غیر ایرانی است . اما دسته ای دیگر از صاحبنظران تنگه هرمز را جزو "آب های بین المللی" می دانند و معتقدند که ایران قادر به بستن طولانی مدت این تنگه نمی باشد. بر اساس نظریات این دسته چون آبهای هرمز مشمول قوانین " آبهای بین المللی" است، پس جلوگیری از استفاده بین المللی از آن مجاز نمی باشد. طبق کنوانسیون 1982 و قوانین دریایی مصوب آن (1)، آبهای سرزمینی ایران تا فاصله 12 مایل دریایی از خط مبداء است. این درحالیست که عرض تنگه هرمز بین 5/20 تا 52 مایل دریایی است. از طرفی طبق ماده 38 کنوانسیون مذکور " تنگه بین المللی گذرگاهی دریایی است که یک قسمت از دریای آزاد یا منطقه انجصاری - اقتصادی را بهم مربوط می سازد. پس با توجه به این ماده تنگه هرمز از تنگه های بین المللی به شمار می رود" (2) در این میان باید نیم نگاهی هم به اصل آزادی " عبور بی ضرر" کشتیهای تجاری طبق ماده 16 کنوانسیون 1958 انداخت (3) که البته این اصل منوط به عدم حمل سلاح های جنگی و ایجاد خطر امنیتی برای کشور مورد نظر است. این دسته از صاحبنظران بر این باورند که شاید ایران بتواند برای مدتی محدود راه عبور را بر کشتی های غیر ایرانی ببندد و حتا مجاز به جلوگیری از رفت وآمد کشتی هایی باشد که در جنگ با جمهوری اسلامی هستند یا بیم آن می رود که سلاح های مخرب علیه ایران حمل کنند، اما بنا بر حقوق بین المللی ادامه طولانی مدت این روند برای ایران جایز نیست. ( که البته تمامی این قوانین در شرایط جنگی شاید رنگ دیگری به خود بگیرد)
منفعتی که ضرر دارد
اما این تهدید که می تواند زنگ خطری جدی برای منطقه و غرب به حساب آید، در صورت عملی شدن، تنها یک برگ برنده در دست ایران است یا می تواند برای ما نیز آسیب های اقتصادی ، سیاسی و ... به همراه آورد؟ به عبارتی ضرر مسدود ساختن تنگه هرمز تنها برای دیگر کشورهاست و اختلالی را در روند اقتصادی ایران ایجاد نمی کند یا منفعتی است برای ما که ضررش را نیز باید پذیرفت؟ پیتر بروکزBrokes) )، کارشناس امنیت ملی موسسه تحقیقاتی هریتیج، در اینباره می گوید: «ایران انبوهی از گزینه ها را در اختیار دارد... و امکان استفاده از همه گزینه ها برای تلافی حمله آمریکا وجود دارد. با اینحال اقتصاد ایران به علت سو مدیریت اقتصادی در وضع دشواری قرار دارد و تصور نمی کنم تهران بتواند تنگه هرمز را مسدود کند اما قطعا قادر به غرق کردن حداقل یک نفتکش خواهد بود.» واقعیت شاید تلخ ماجرا اینجاست ویژگی هایی که کانال هرمز را به نقطه حساس اقتصادی- ژئوپلتیکی مبدل ساخته، بی ارتباط با جمهوری اسلامی نیست. این موضوع که با مسدود ساختن این تنگه ، آسیب های جدی به بدنه اقتصادی کشورهای طالب انرژی ( نفت و گاز) وارد می کنیم، به واسطه این واقعیت است که جمهوری اسلامی ایران خود یکی از پایه های این مطالبات است . به عبارتی دیگر تعاملی که جلوگیری از آن باعث اختلال در روابط تجاری – استراتژیک می گردد، تعاملی یک سویه نیست. بلکه یک طرف قضیه ، کشور مسلط به تنگه هرمز است که به علت نزدیکی آبی با برخی کشورها ، و برخی مطالبات اقتصادی نمی تواند بی حساب و کتاب به نیت مدتی نامحدود این تنگه را مسدود سازد. آنتونی اچ کوردسمن، کارشناس مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل آمریکا، نیز معقتد است: ایران نمی تواند برای بیش از چند روز یا دو هفته تنگه هرمز را ببندد تا رفت و آمد کشتی ها و نفتکش ها را متوقف کند اما در مقابل می تواند عبور نفت کش ها را مختل و باعث ایجاد شوک در بازارهای نفت شود. ایران حتی اگر متمایل باشد تا در این راه همه توان و دارایی خود را فدا کند انتقام های گسترده را تحمل نماید و بالقوه بسیاری از تاسیسات نفتی و درآمد حاصل از صادرات را از دست دهد. چرا که این کشور را شدیدا به مشتقات نفتی، واردات کالا و غذا وابسته ساخته است.» وابستگی به درآمد نفت و مشتقات نفتی در ایران گذشته از دیگر آسیبهایی که به پیکره ی اقتصادی ما وارد کرده ، می تواند مانعی برای عملی کردن طولانی مدت اینگونه اقدامات نیز به شمار رود. در حالیکه اگر ایران حیات اقتصادی خود را منوط به نفت و درآمد حاصل از آن نمی ساخت، در صورت احتمال بروز خطرات نظامی از جانب کشورهای عربی همسایه یا قدرت های غربی با استفاده از موقعیت ژئوپلتیکی خود در تنگه هرمز می توانست به قاطع ترین شکل ممکن شوک مختل کننده ای را به این کشور ها وارد نماید.
آیا هرمز جایگزینی دارد
همین قابلیت خطر آفرینی در خلیج فارس به حدی است که کشورهای عربی بارها و به شکل های متفاوت به فکر ساخت جایگزینی برای تنگه هرمز افتاده اند. جایگزینی که بتواند نیاز آنان را از این تنگه مرتفع سازد تا در صورت عملی کردن چنین تهدیداتی از جانب ایران آسیبی اقتصادی متوجه این دولتها نگردد و همچنین بتوانند استقلال و سلطه خود را بر کانالی مشابه هرمز اعمال کنند. که البته هیچ کدام از این نقشه ها تا کنون به سرانجام مطلوب نرسیده و دول عربی هنوز محتاج این آبراهه 600 مایلی و کارکرد بی بدیل آن هستند . اما به واسطه ی حمایت دیگر کشورها ( برای مثال 80 درصد نفت ژاپن و 76 درصد از نفت اتحادیه اروپا نیز از این تنگه تامین می گردد) و یا امریکا که شاید بیش از کشورهای منطقه چشم خیره خود را به هرمز ایرانی دوخته ! احتمال یافتن و ساختن چنین جایگزینی در آینده کم نیست. به وِیژه آنکه امریکا تسحیلات نظامی خود را در کشورهای حاشیه خلیج فارس و عراق از طریق این تنگه انتقال می دهد. از نمونه های این جایگزین سازی طرحی بود که از سوی امیر دبی در دست اجراست که بر اساس آن با ساخت کانالی مشابه از داخل امارات، سواحل امارات جنوب شرقی به سواحل این کشور در خلیج فارس(در شمال امارات) متصل خواهد شد. طول این کانال ۱۸۰ کیلومتر و هزینه احداث آن ۲۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است . نمونه دیگر خط لوله ۷۴۵ مایلی بود که با طی کردن عرض عربستان از خلیج فارس به دریای سرخ منتهی می شود و روزانه توانایی انتقال پنج میلیون بشکه نفت را دارد اما در حال حاضر با کمتر از نصف ظرفیت خود کار می کند. همچنین خط لوله انتقال فراورده های گازی که به موازات خط لوله ۷۴۵ مایلی انتقال نفت ساخته می شود قرار است با ظرفیت ۵۵۵ هزار بشکه در روز تا سال ۲۰۰۸ برای تغذیه مجتمع های پتروشیمی موجود در ساحل دریای سرخ به بهره برداری برسد. همین شواهد و مدارک برای توجیه جدال های تاریخی از آغاز تا کنون کفایت می کند. جنجال هایی از زمان نادرشاه و شاه عباس گرفته تا زمان پهلوی با کشورهای دیگر همچون اسپانیا و پرتغال و امروز هم که تبدیل به مکانی پر از سود و ضرر برای همسایگان خود در شمال و جنوب گشته است. شاهراهی که تاریخ نویس پرتغالی در قرن هفدهم میلادی، درباره اش گفت: "اگر جهان را یک انگشتری طلا فرض کنیم، نگین آن «هرمز» خواهد بود..." *خبرنگار ارشد ایران پترو، منتقد برتر دولت ------------------------------------------------------------------------------ پی نوشت: (1): کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها (United Nations Convention on the Law of the Sea) یک معاهده بینالمللی است که در ۱۰ دسامبر ۱۹۸۲ در سومین کنفرانس سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها در جامائیکا به امضا رسید. این قرارداد بینالمللی منبع اصلی حقوق دریاها است و به «قانون اساسی دریاها» معروف است و قواعد آن به طور گستردهای حقوق بینالملل عرفی در مورد حقوق دریاها را بیان میکنند.طبق امار در فوریه ۲۰۰۹، ۱۵۷ کشور از جمله تمام اعضای شورای اروپا به آن پیوستهاند و ۲۲ کشور نیز آن را امضا کرده اما هنوز به تصویب مجالس خود نرساندهاند.ایران یکی از این کشورهاست. (2): جغرافیا و استراتژی ملی ایران / دکتر معصومه طاهری موسوی / انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح / ص 149 (3) در کنفرانس 1958 ژنو که در زمینه حقوق دریاها بود چهار کنوانسیون تصویب شد. أ.کنوانسیون دریای سرزمینی و منطقۀ مجاور ب.کنوانسیون دریای آزاد ج.کنوانسیون فلات قاره د. کنوانسیون ماهیگیری و حفاظت منابع زندۀ دریای آزاد.
|