همکاری و همدلی میان مردم و مسئولان برای مدیریت مصرف سوخت و گذر از زمستان سرد امسال، باید به دغدغه مشترک میان هر دو آنها تبدیل شود.
|
درست چهار روز پس از اعلام «به مرز هشدار نزدیک شدن مصرف گاز در کشور» خبر « گاز هیچ مشترکی در زمستان قطع نمیشود» به نقل از معاون وزیر نفت در امور گاز بر صفحات خبرگزاری ها قرار گرفت. گفتههای مهندس جواد اوجی بخشی از اخبار رو به افزایشی است که این روزها حول موضوع فرا رسیدن فصلهای سرد و مسئله تامین سوخت زمستانی در رسانه ها بازتاب دارند.داغ شدن بحث سرما در میانه آبان ماه شاید نشان از یک دغدغه جدی باشد. دغدغه ای که سابقه در تجربه های نه چندان دور دارد.زمستان سال 86 با شروع سرمای بیسابقه زمستانی، کرسیها و لحاف کرسیها از پستوها و انباریهای منازل روستایی و شهری در 13 استان کشور بیرون کشیده شدند تا در کنار بخاریهای برقی، هیزمی و نفتی مشکل قطعی گاز را چاره کنند. قطعی گاز موضوعی بود که در طول سه ماه دی، بهمن و اسفند آن سال، جای خود را در میان اخبار روز حفظ کرده بود و هر بار با رسیدن خبر جدید از قطعیها، کم شدن فشار گاز، به تعطیلی کشیده شدن استخرها و سینماها و خاموشی تنور نانواییها، نوک پیکان حمله به سوی وزارت و مدیران نفت نشانه گرفته میشد؛ تا آنجا که وزیر وقت با درخواست نمایندگان مجلس برای پاسخگویی درباره وضعیت تامین گاز برای شهروندان در خانه ملت حاضر شد و و ضمن بحرانی خواندن وضعیت پیش آمده و بد اخلاقیهای کشور همسایه در عمل به تعهدات خود، از مردم عذرخواهی کرد و گفت: « در حالی که شرایط قطع گاز صادراتی ترکمنستان به ایران در حال عادی شدن بود، ما با دو موج سرمای شدید و استثنایی به مدت طولانی در سراسر کشور مواجه شدیم که این مشکلات به وجود آمد. » وضعیتی که نوذری در آن روزها به آن لقب «بحران» داد، وضعیتی استثنایی در طول دهههای اخیر بود که مشخصترین ویژگیهای آن عبارت بود از سرمای شدید هوا، دامنهدار شدن موج سرما و ماندگاری آن. اینها سه عاملی بودند که مشکل قطعی گاز را هر روز پر رنگتر از پیش نمودار میکردند. آنگونه که شاید بسیاری از شهروندانی که اخبار مربوط به گاز و سرما را دنبال می کردند پی نبردند مشکل قطعی گاز دامنگیر حدود سه درصد از مشترکان گاز کشور شده است. البته به دلیل پراکندگی این سه درصد در 13 استان کشور، مسئله شکل پیچیدهتری به خود گرفت.در برابر بحران به وجود آمده درخواست دولت از مردم برای صرفهجویی در مصرف، محدود کردن سهمیه سوخت گازی کارخانهها و پالایشگاهها و قطع صادرات گاز و تزریق حداکثر گاز تولیدی به شبکه مصرف خانگی (که در طول آن سال معادل تولید پنج فاز پارس جنوبی را شامل میشد) از جمله راهحلها برای برونرفت از وضعیت قرمز بود.وضعیت قرمز زمستانه در سال 86 هرچند دلایل بسیاری داشت که با قرار گرفتن در کنار هم، بخشی از شهروندان ایرانی را از سرما لرزاند، اما تجربهای بود تا مسئولان دولتی برای آمادگی در برابر وضعیتهای مشابه خود را آماده کنند.اوجی میگوید:« با توجه به تجربیات به دست آمده از سال 1386 با هدف پیشگیری از تکرار آن، تمهیداتی اندیشیده شده و براین اساس گروههایی متشکل از شرکت ملی گاز ایران، شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی، نمایندگانی از استانداریها و شورای تامین استانها تشکیل شده است... همه تلاش شرکت ملی گاز ایران گذر بیدغدغه مردم از زمستان است » و مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراوردههای نفتی نیز خبر از تشکیل «حلقه اتحاد مدیران پخش سراسر کشور برای عبور از زمستان» میدهد، اما از میزان خبرهای منتشر شده در حوزه گاز ظرف چند روز گذشته اینگونه بر میآید که گذر بیدغدغه از زمستان موضوعی است که علاوه بر معاونان وزیر، از جمله اولویتهای ذهنی مردم جامعه و به تبع آنها رسانهها نیز هست.آنچه مشخص است اینکه مسئولان بخشهای مختلف وزارت نفت با بیان کاستیهای گذشته و تلاش برای جلوگیری از وقوع دوباره بحران انرژی در کشور خبر از آمادگی 10 منطقه عملیات انتقال گاز در سراسر کشور، تعمیر اساسی خطوط و ایستگاههای تقویت فشار گاز و به بهرهبرداری رسیدن چند طرح انتقال گاز تا قبل از زمستان میدهند. این در حالی است که با افزایش 31 درصدی مصرف خانگی گاز در 6 ماهه اول امسال نسبت به مدت مشابه پارسال و نزدیک شدن به مرز هشدار در مصرف گاز به نظر میرسد که گذر از زمستان پیش رو به چیزی بیش از همت مدیران وزارت نفت محتاج است. شاید برای گذر از فصل سرد، زمان آن رسیده باشد که نگاهی داشت به کسانی که در آن سوی لوله کشی های گاز نشسته اند و گرم میشوند.
شهروندان؛ مدیران مصرف سوخت
با نزدیک شدن به فصل زمستان و مسئله تامین سوخت، اهمیت صرفه جویی گاز بار دیگر پررنگ می شود. مشترکان بخش خانگی از جمله موثرترین عوامل در کاهش مصرف سوخت هستند.هرچند شکل نقشه جغرافیایی سرزمینمان را به گربه تشبیه کردهاند اما اگر با ذهنیتی دیگر نگاهی از بالا به ایران بیاندازیم میتوان گفت شبیه به بدن انسانی است، با رگهایی از جنس فولاد و پلی اتیلن که از قلب پالایشگاهها به سمت تمام نقاط بدن این انسان منشعب می شوند و ادامه حیات را امکان پذیر میکنند. 31 هزار کیلومتر خطوط فشار قوی، رگهای شبکه گازی کشور هستند که جریان گاز را از مراکز تولیدی تا آستانه دروازه شهرها و روستاها می رسانند.ورود گاز به شهرها و روستاها، ورود به محدوده ای است که شهروندان، مدیران حقیقی آن هستند. جایی که مردم عادی وارد معادله مصرف سوخت می شوند تا سرنوشت بیش از 500 میلیون متر مکعب تولید روزانه گاز را تعیین کنند.جامعه 70 میلیونی ایران بدون شک تواناییها و ویژگیهای منحصر به فرد خود را درحوزه علم،فناوری،فرهنگ،هنر و غیره دارد اما تا آنجا که به حوزه انرژی مربوط می شود یکی از شاخص ترین ویژگیهای جامعه ما مصرف انرژی معادل با 17 برابر جمعیت صد میلیونی ژاپن،9 برابر جمعیت سیصد میلیونی ایالات متحده و سه برابر جمعیت یک میلیاردی هند است.بنا بر همین ویژگی است که مدیرعامل شرکت پالایش گاز فجر جم می گوید:« مصرف انرژی در بسیاری از کشورهای جهان دارای ارتباط مستقیم، متناسب و توجیه پذیر با رشد اقتصادی است، اما در ایران این گونه نیست.» هرچند مهندس عبدالرسول رزاقی با تاکید بر لزوم بهینه سازی مصرف انرژی، خواستار «تلاش مهندسان و اصلاح در مصرف انرژی پالایشگاهها» است اما در این میان نمی توان از مسئولیت مصرف کنندگان بخش خانگی برای کاهش و تصحیح مصرف گاز چشم پوشی کرد.صاحب دومین منابع گاز طبیعی در جهان شاید مشکلات کمتری در زمینه تامین سوخت زمستانی خود داشت اگر حائز عنوان سومین کشور مصرف کننده گاز نمیشد. اما پیش بینی مصرف 140 میلیارد متر مکعب گاز تا پایان امسال توسط مشترکان بخش خانگی، صنعتی و تجاری نشان می دهد که «سومین مصرف کننده گاز در جهان» جایگاهی است که خواه ناخواه در حفظ آن می کوشیم و به تبع آن مصرف گاز در کشورمان همچنان به رشد 10 درصدی سالانه خود ادامه خواهد داد مگر آنکه مصرف کنندگان، بویژه ساکنان 762 شهر و هفت هزار و 800 روستای متصل به شبکه گاز کشور تصمیم بگیرند نقش مدیریتی خود را در اصلاح نحوه مصرف انرژی با حساسیت بیشتری نسبت به پیش ایفا کنند. هر چند مدیران وزارت نفت ظرف دو هفته گذشته نسبت به عدم قطع گاز در زمستان به مردم اطمینان داده اند اما ابراز نگرانی معاون مهندسی وزیر در سومین همایش ملی گاز ایران از دغدغه جدی تری خبر می دهد:« مصرف انرژی ایران در سال 2050 به بیش از دو برابر سال 2006 خواهد رسید و اگر روند کنونی مصرف انرژی در کشور ادامه یابد، ایران با کمبود انرژی روبهرو خواهد شد.» با این وجود در حوزه مصارف خانگی، دغدغه بزرگ مهندس محمدنژاد راه حلهای کوچک و سادهای دارد.تصویر آشنای زمستان برای ما، تصویر شعلههای بلند و کشیده بخاریهاست. شعلههایی که در سرتاسر ماههای سرد سال جور نپوشیدن لباسهای گرم،نصب نکردن پردههای ضخیم،مسدود نکردن روزنهها و درزها،نپوشاندن دریچههای کولر و نبود پنجرههای دو جداره را میکشند. شاید بتوان گفت گازی که در بخاری ها و سیستمهای حرارتی منازل میسوزد،تاوان بهای ناچیزی که مصرف کنندگان برای آن پرداخت میکنند را می پردازد. اینطور به نظر می رسد که راههای پیشگیری از اتلاف گاز آنچنان جزئی می نمایند که بسیاری از مصرف کنندگان به آسانی از کنار آن میگذرند اما اگر مشترکین مجبور به پرداخت قیمت واقعی سوخت وسایل گرمایشی خود بودند آیا از کنار این راه حلهای جزئی به سادگی میگذشتند؟ پاسخ به این سوال احتمالا منفی است. یارانه ای بودن قیمت گاز طبیعی و پایین بودن سهم هزینه گاز در سبد مصرفی خانوارها از مهم ترین دلایل اقتصادی هدررفتن گاز در بخش خانگی و حتی سایر بخش های مصرف کننده است. نرخ پایین و استفاده بی دریغ از گاز طبیعی هرچند از سال 1385 با تصویب و اجرایی شدن طرح پلکانی قیمت گذاری در بخش خانگی اندکی کنترل شده اما آنچنان از شدت مصرف بیرویه نکاسته است که تغییری در رتبه ایران در میان کشورهای مصرف کننده گاز حاصل شود.شهروندانی که در خانههای خود،با استفاده از منابع ملی خود گرم می شوند بخش قابل توجهی از مصرف کنندگان انرژی در کشور هستند و می توانند در کنار مدیران و کارکنان وزارت نفت برای حفظ این منابع و استفاده صحیح از آن قدمی بردارند. اما بخش دیگری از مصرف کنندگان و مسئولان نیز هستند که کمتر از دو گروه قبلی به نقش آنها در مدیریت سوخت کشور توجه شده است. سازمانها،دیگر وزارتخانهها و برخی نهادها اگر نه بیشتر از مردم و مسئولان نفت و گاز،دست کم به اندازه آنها نقشی تعیین کننده در مسئله گاز دارند. منبع: شانا
|