درباره ما|تماس با ما|نقشه سایت|پیوند|
English
۱۶ ربيع الاول ۱۴۳۳ | Wed, February 08, 2012 | چهارشنبه، ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ | ۱۹:۵۵
 
نسخه چاپی ارسال به دوستان

ریچارد هاینبرگ: نفت و گاز در جهان باید سهمیه‌بندی شود
یک اقتصاددان امریکایی با اشاره به نقش بازار انرژی های فسیلی در بروز بحران اقتصادی جهان پیشنهاد کرد برای پیشگیری از تکرار این مشکل مصرف سوخت های فسیلی در جهان سهمیه بندی شود.

ریچارد هاینبرگ اقتصاددان و نویسنده مشهور امریکایی مصاحبه مفصلی با شبکه ولتایر در مورد بحران اقتصادی جهان انجام داده است که طی آن به بحث در مورد منشاء بروز این بحران و اهمیت و نقش مسئله انرژی در جهان پرداخته است.

* رهبران جهان درک اشتباهی از بحران اقتصادی موجود دارند

شبکه ولتایر: از طرف اکثر رسانه ها به ما گفته شده بود که منشاء بحران اقتصادی در سیستم مالی بوده است. آیا این موضوع شما را قانع می کند یا آن طور که با دورنگری در کتاب «مهمانی تمام شد» اشاره کردید، فقدان اعتماد به رشد آینده بدلیل حداکثر تولید نفت ارزان قیمت نیز می تواند فاکتور مهمی باشد؟
هاینبرگ: در سال 2008 ما شاهد بیشترین قیمت انرژی تا آن زمان بودیم. از لحاظ تاریخی، اوج قیمت انرژی همیشه منجر به رکود شده است. بنابراین، چندان نامربوط نبود که ما شاهد آغاز یک رکود جدی در این سال بودیم. در واقع، رکود تا حدودی زودتر شروع شده است و ثابت شده است که از هر رکود دیگری در دهه های اخیر جدی تر و پایدار تر خواهد بود. این نتیجه یک افت مالی است که بدلیل وجود مشکلات زیاد در بخش تأمین بودجه و املاک، کم و بیش غیر قابل اجتناب است.
اثرات آن بر خطوط هوایی، حمل و نقل و صنایع اتومبیل سازی به مقدار زیادی به قیمت انرژی مربوط می شود، افت ارزش املاک و افزایش محرومیت ها ارتباط مستقیم با نفت ندارد. هر چند در عمیق ترین سطوح، انتظار اجتماعی ما از رشد اقتصادی مداوم مبتنی بر این فرضیه است که ما همیشه مقادیر روز افزون انرژی ارزان قیمت خواهیم داشت که با آن موتور تولید و توزیع را به گردش اندازیم. این انتظار از رشد، در سطوح رو به رشد وام و رهن های مالی افزایش یافته، نهادینه گردید.
بنابراین هنگامی که مقدار انرژی موجود شروع به کاهش نمود، جایگاه مالی دیگر فاکتورها نیز افت نمود. متأسفانه، رهبران جهانی درک کاملاً اشتباهی از بحران داشتند. آنها تصور می کردند که منشأ آن، موارد مالی است و همچنین فکر می کردند گذرا می باشد. آنها معتقد هستند که اگر بتوانیم بانک ها را به خوبی سرپا نگه داریم، اقتصاد شروع به رشد مجدد نموده و همه چیز به حالت اول باز می گردد. در واقع، سیستم مالی فعلی ما نمی تواند در زمان کاهش منابع انرژی به خوبی عمل کند. ما به اقتصادی نیاز داریم که بتواند نیازهای پایة انسانی را بدون افزایش سرعت استفاده از منابع، تأمین کند. این کار به ایجاد سیستم های پولی و مؤسسات مالی نیاز دارد که بر اساس وام، سود و رهن کار نمی کنند.

*سهمیه‌بندی مصرف نفت خام برای مقابله با کمبود انرژی در جهان

شبکه ولتایر: فکر می کنید تعمق در بازارهای انرژی علی رغم داستان سال گذشته، مجدداً آهنگ موزون گذشته را باز خواهد گرداند؟ اگر این طور است طبق نظر شما بهترین راه حل برای جلوگیری از اینکه اوضاع بدلیل وضعیت موجود بدتر شود چیست؟
هاینبرگ: تعمق در آینده انرژی برای پایان دادن به دورة زمانی سوخت ارزان قیمت، مفید نخواهد بود. بدون کنترل برآیندة بازار، احتمالاً نوسانات بیشتری در قیمت سوخت های فسیلی را شاهد خواهیم بود. همانطور که در 18 ماه گذشته شاهد بودیم. وقتی قیمت سوخت به سرعت بالا می رود، همانطور که دیدیم، اقتصاد ضربة بزرگی می خورد. وقتی قیمت افت می کند، موجب عدم اطمینان در سرمایه گذاری بخش تولید انرژی در آینده می شود.
اوپک در واقع تا حدودی به متعادل کردن این نوسانات قیمت با افزایش یا کاهش تولید برای حفظ ثبات قیمت نفت نسبت به آنچه در غیر این صورت اتفاق می افتاد، کمک نمود. ولی اوپک در حال از دست دادن توانایی محدود فعلی خود برای انجام این کار است چون اکثر کشورهای عضو ،کاهش تولید را پیش رو می بینند و هیچ ظرفیت تولید اضافی ندارند یا ظرفیت تولید اضافی کمی دارند.
عربستان سعودی تنها تولیدکنندة انعطاف پذیر باقیمانده است و یک کشور حقیقتاً نمی تواند نرخ تولید را بیش از این برای کل دنیا متعادل سازد. تنها راه حل واقعی گونه‌ای توافق بین المللی بر سر سهمیه بندی تولید و مصرف است، همانطور که من در کتاب «پروتکل تقلیل نفت» عنوان کردم.

*توسعه مبتنی بر سوخت های فسیلی ثروت و امنیت نمی آورد

شبکه ولتایر: دربارة تعداد روز افزون دانشمندانی که دربارة منشاء انسانی تغییر آب و هوا اظهار تردید می کنند چه فکر می کنید؟ در جریان اوج قیمت نفت، افرادی مثل ژان لارر نیز بسیار مشکوک هستند...
هاینبرگ: من راجع به اینکه تعداد بیشتری از دانشمندان، دربارة منشأ انسانی این تغییر آب و هوا اظهار تردید کرده اند، آگاه نیستم. تصور من خلاف این است. بله، من می دانم که ژان لارر که من برایش احترام زیادی قائل هستم، این موضوع را زیر سؤال برده است. بعنوان یک زمین شناس، او به تفکر دربارة میلیون ها سال پیدایش زمین انس گرفته است و آب و هوای زمین نیز در مقیاس این سال ها که زمان بسیار زیادی است، متغیر بوده است. بنابراین می توانم درک کنم که چرا او احتمالاً فکر می کند آنچه ما هم اکنون با آن روبرو هستیم بدلیل فرآیندهای جوی دخیل در تغییرات تشعشعات خورشیدی، انحراف زمین از مدار خود که به نام قانون میلان کویچ معروف است و تغییرات الگوی گردش اقیانوس می باشد.
هر چند، دانشمندان علوم جوی و آب و هوایی کاملاً دربارة نقش احتمالی فاکتورهایی غیر از متصاعد شدن کربن بررسی کرده اند و دریافته اند که توانایی علمی برای توضیح گرم شدن اخیر کرة زمین را ندارند. اصولاً، من با نتیجه گیری اکثر دانشمندان علوم آب و هوا موافقم که ما انسان ها یک سیستم ناپایدار یعنی جو و آب و هوا را بوجود می آوریم و با افزودن مقادیر زیادی گازهای گلخانه ای آن را به قهقرا می بریم.

شبکه ولتایر: دربارة این فرضیه چه فکر می کنید: پروژه تجارت بین المللی کربن برای در جریان نگه داشتن موقعیت مالی بسیار خوب بوده و برای کشورهای غنی از لحاظ مالی ولی فقیر از لحاظ منابع برای حفظ حق از بین بردن آخرین منابع سوخت فسیلی در ازای پول و در نتیجه محرومیت و تضعیف هر چه بیشتر کشورهای غنی از منابع ولی فقیر از لحاظ مالی برای توسعه، چیست؟ به عبارت دیگر، اصل موضوع در واقع این نیست که «آیا ما در حال از بین بردن آخرین منابع سوخت فسیلی هستیم؟» (که مطمئناً این طور است شاید که رشد اقتصادی را رها کنیم) بلکه مسئله این است که «چه کسی می خواهد آنها را از بین ببرد؟» هاینبرگ: من بدلایل زیادی نسبت به برنامة تجارت بین المللی کربن مشکوک هستم. این دلایل شامل این واقعیت است که این برنامه به ایجاد بازار عظیم مشتقات آن منجر خواهد شد که اگر بخواهیم از خلاء ها و شکست های مالی اجتناب کنیم، نیازمند قوانین سختی هستیم. کلاهک های کربنی لازم است ولی احتمالاً راه های بهتری برای این کار نسبت به ایجاد گروه جدیدی از مشتقات وجود دارد مثلاً یک سیستم سهمیه بندی که همة مردم را همانند سهمیة انرژی قابل تجارت درگیر می کند، می تواند مؤثرتر باشد.
نهایتاً، سوخت های فسیلی توسط کسانی مصرف می شود که توانایی خرید آنها را دارند. گاهی این وضعیت بصورت غیر مستقیم اتفاق می افتد: چین به نفع آمریکای شمالی و اروپا زغالسنگ را می سوزاند بطوری که کالاهای ارزان قیمت برای صادرات داشته باشد. هر چند، در هر مورد، توسعه مبتنی بر مصرف سوخت های فسیلی دیگر مسیری به سمت ثروت و امنیت نمی گشاید آنچنان که در اوایل قرن بیستم عمل می کرد. امروزه سوختهای فسیلی یک دام هستند و فقط وابستگی به منابع انرژی که روز به روز کمیاب تر و گرانقیمت تر می شوند را بوجود می آورد. کشورهای فقیر هم اکنون به همراهی یکدیگر به نحو بهتری از آن دام گریزان هستند. من می دانم که گفتن این نکته برای کسی که فقط یک روزنامه نگار است آسانتر از رهبر بعضی کشورها است که مردم آنها فواید روزگار مدرن را انکار می کنند. هر چند این یکی از واقعیت های غیر قابل انکار قرن جدید است.

*جنگ بر سر منابع، آینده بشر را تهدید می کند

شبکه ولتایر: اولویت تصمیم گیری عمومی چه باید باشد؟ آمادگی برای بحران انرژی یا تغییر آب و هوا؟
هاینبرگ: از بسیاری جهات، راه حل هر دو مشکل یکسان است: کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و افزایش تولید انرژی تجدیدشونده. هر چند بعضی راه حل های ارائه شده برای بحران آب و هوا در پرتو محدودیت های منابع سوخت های فسیلی، بی معنی است. مثالی از این مورد در استحصال و انبار نمودن کربن از کارخانجات تولید نیروی زغالی است. این پروژه ای است که به سرمایه گذاری فوق العاده و دهها برنامه ریزی نیاز دارد. ولی در همین حال، قیمت زغال سنگ افزایش خواهد یافت و این واقعیت به ندرت در برآورد قیمت «زغالسنگ پاکسازی شده» لحاظ می شود. اوج تولید زغالسنگ دنیا احتمالاً کمتر از دو دهة دیگر خواهد بودکه من در کتاب جدید خود «خاموشی» به آن اشاره کرده ام. بنابراین این موضوع استفاده از سرمایه کلان برای سرمایه گذاری در جهت ظرفیت تولید انرژی تجدیدشونده به جای یک زیر ساخت پر هزینه و عظیم برای حمایت از مصرف مداوم یک سوخت گرانقیمت، پر از کربن و غیر قابل تجدید را بیشتر معنادار می سازد.

شبکه ولتایر: آیا شما روند جنگ بر سر منابع را پیش بینی می کنید؟ اگر این طور است توضیح شما برای آن چیست؟
هاینبرگ: انتظار این موضوع را داریم. انسان ها همیشه بر سر منابع حیاتی جنگ داشته اند. حال که منابع انرژی که سوخت جامعة مدرن را تأمین می کنند هر چه کمیاب تر و ارزشمندتر می شوند، قابل پیش بینی است که جنگ و تضاد بر سر کنترل آن منابع نیز افزایش یابد. با این وضعیت، برای سیاستگذاران در سطح ملی لازم است که پیش بینی کنند این تضادها در کجا به وجود می آیند و به دنبال جلوگیری از آنها باشند. نهایتاً، تنها راه انجام آن کاهش رقابت بر سر آن منابع با کاهش وابستگی به آنها در حد ممکن (بعضی منابع مثل آب را به سادگی نمی توان از زندگی حذف کرد) و با رسیدن به توافقاتی بر سر محدود نمودن تولید و مصرف سوخت های فسیلی از طریق پروتکل اتمام منابع می باشد. البته این کار نیازمند تغییر عظیمی در رویکردهای رهبران جهان می باشد. اخیراً افکار آنها کاملاً در محدودة بدست آوردن منافع رقابتی دور می زند. در اصل آنها بیشتر مشتاق هستند بدانند چگونه در جنگ منابع پیروز شوند تا اینکه بدانند چگونه از این جنگ اجتناب کنند. و این یک تفکر به شدت خطرناک برای دنیایی است که روز به روز بر جمعیت آن افزوده شده و منابع آن محدودتر می شوند.

*نظام غذایی جهان به دلیل وابستگی به سوخت فسیلی آسیب پذیر است

شبکه ولتایر: به نظر شما نقش افزایش قیمت سوخت، کود و آفت کش ها در توسعة بحران غذا تا چه اندازه مهم است؟
هاینبرگ: جنبه هایی از بحران غذا وجود دارد که بنظر نمی رسد کاملاً به وابستگی به سوخت های فسیلی مرتبط باشد مثل کمبود روزافزون آب تازه برای آبیاری ،بلکه در بسیاری از موارد این موضوع به تغییر آب و هوا مربوط است که به نوبة خود بدلیل انتشار کربن از سوخت های فسیلی می باشد. از طرف دیگر فرسایش خاک وجود دارد که اغلب از روش های تولیدی مدرن صنعتی شامل استفاده از تراکتورها و دیگر ماشین آلات کشاورزی با مصرف سوخت ناشی می شود.
فاکتور دیگر، یکنواختی ژنتیکی محصولات مدرن است که آنها را نسبت به آفات حساس تر می سازد و بنابراین نیاز به استفاده از آفت کش های نفتی بیشتر می شود. با دنبال کردن زنجیره ساده ای که منجر به این خطرات برای سیستم غذایی ما می شود، تقریباً همه به یک منبع روی می آورند. سیستم غذای مدرن وابسته به سوخت ما به طور کلی در بسیاری سطوح بسیار حساس و آسیب ‌پذیر است و بیشتر آن آسیب پذیری را می توان در وابستگی به سوخت های فسیلی جستجو کرد. کاهش غیر قابل اجتناب منبع سوخت تراکتور به کشاورزان آسیب می رساند و مواد شیمیایی کشاورزی هر چه بیشتر غیر قابل استفاده می شوند. قیمت بالای مواد نفتی توزیع غذا برای مسیرهای طولانی را پر هزینه تر می سازد. تغییر آب و هوا و خشکی، راندمان تولید محصولات را کاهش می دهد. ما با بحران غذای جهانی روبرو هستیم که کاملاً قابل پیش بینی است و علل آن کاملاً مشخص است.سیاست های لازم نیز روشن هستند: ما باید سیستم غذای خود را اصلاح کنیم به طوری که وابستگی آن به سوخت کاهش یابد.

شبکه ولتایر: آیا شما می توانید بطور خلاصه راجع به اهداف و اثرات کاری که تاکنون با همکاران خود در مؤسسة پست کربن انجام داده اید، صحبت می کنید؟
هاینبرگ: اخیراً ما یک گروه برجسته از اعضا را تشکیل داده ایم که درک یکسانی از بحران جهانی دارند و به همکاری با توجه به تحصیلات عمومی علاقمند می باشند. ما به این موضوع بعنوان یک زمان تاریخی حساس برای تفکر مجدد دربارة تصورات پایه فرهنگی دربارة رشد اقتصادی، مصرف انرژی، سیستم های غذا، تغییر آب و هوا و جمعیت نگاه می کنیم اینها مواردی هستند که به شدت به هم وابسته می باشند ولی به ندرت بصورت سیستماتیک از طرف سیاستگذاران در نظر گرفته می شوند. همزمان، مؤسسه پست کربن ارتباط کاری نزدیک با بنیانگذاران تحول (Transition Inidiatives) دارد که یک شبکة از جوامعی است که به دنبال ارتقاء یک اقتصاد فراتراز سوخت های فسیلی است.
اگر تغییرات سیاست لازم اتخاذ نشود، مدلسازی نگردد و آزمایش نشده و توسط افراد و جوامع ارتقاء نیابد، رهبران ملی به راه اشتباه خود ادامه می دهند. ما به بحران اقتصادی اخیر بعنوان یک نقطة عطف تاریخی و اساسی نگاه می کنیم. اقتصاد جهانی به محدودة رشد غیر قابل گفتگو رسیده است. هم اکنون همه چیز به خواست ما برای پذیرش همکاری در چهارچوب آن حدود بستگی دارد. ما معتقدیم که زندگی در واقع می تواند بدون سوخت های فسیلی و بدون رشد مداوم جمعیت و مصرف ناشی از آن، بهتر باشد ولی گذار از الگوی رشد وابسته به سوخت فعلی به یک آیندة با ثبات با انرژی تجدید شونده احتمالاً بسیار دشوار خواهد بود. انسانیت فقط یک راه برای رسیدن به این نقطه خواهد داشت و آن تضمین این راه از طریق محدود ساختن منابع است. ما به سادگی می خواهیم این گذار را برای همة افراد درگیر، ساده تر، بهتر و نجات یافتنی تر سازیم.

۵ مرداد ۱۳۸۸ ۲۳:۴۴
کد خبر: 5779
    


 نظر جدید 

نام فرستنده :  
ایمیل :    
عنوان :
توضیح : *
لطفا کدی را که در شکل زیر می بینید، وارد کنید:
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)
  *
 
* = ضروری



 

Powered By RADCOM