درباره ما|تماس با ما|نقشه سایت|پیوند|
English
۱۶ ربيع الاول ۱۴۳۳ | Wed, February 08, 2012 | چهارشنبه، ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ | ۱۹:۴۱
 
نسخه چاپی ارسال به دوستان

ایثارگران صنعت نفت؛ سرمایه های مدیریتی
جنگ همیشه به معنی اسلحه دست گرفتن نیست؛ گاهی تدبیر و مدیریت در شرایط بحرانی عین جنگ است و شاید با ارزش‌تر از اسلحه به دست گرفتن. این را هزار شهید و آن 9 هزار و 710 جانباز صنعت نفت ایران ثابت کرده‌اند؛ کسانی که در هشت سال جنگ تحمیلی حتی نگذاشتند یک روز صادرات نفت ایران متوقف شود.

پالایشگاه‌ها؛ هدف اولیه موشک‌ها
31 شهریور 1359 و در حالیکه مدت زیادی از عبور اولین واحدهای عراقی از مرزهای جنوبی ایران نمی‌گذشت، گلوله‌های 155 میلی متری توپخانه سنگین و تیر مستقیم تانکهای تی 72 گارد ریاست جمهوری رژیم بعثی عراق از یک سو و موشک‌ها و بمب‌های هواپیماها از سویی دیگر بر سر حیاتی‌ترین و استراتژیک‌ترین ثروت استان‌های جنوبی ایران؛ یعنی نفت فرود آمد. اگر دنیا صدای آن چند تیر اول را نشنیده بود، اما نمی‌توانست کوه آتش ناشی بمباران پالایشگاه آبادان که در آن زمان بزرگترین مجتمع پالایشی جهان بود را نبیند. آری حجم دود و آتش پالایشگاه آبادان بود که برای نخستین بار چهره زشت تجاوزگری ارتش عراق را در قاب دوربین های رسانه های جهان نشاند. جایی اگر مورد اصابت مستقیم قرار می گرفت به دلیل ماهیت اشتعال پذیر نفت، خیلی زودتر از آنچه که فکرش را بکنید آتش به سمت تاسیسات سالم می‌دوید، در بسیاری نقاط تدبیر مدیران و کارگران وقت سریع‌تر عمل می‌کرد؛ اما به هر حال جنگ بود و طبیعت جنگ ویرانی است و سوختن و در این بین حماسه ها بود که خلق می شد.به غیر از آبادان 6 پالایشگاه دیگر نیز هدف موشک‌ها شده بودند. در این میان پالایشگاه تبریز 23 بار بمباران شد و پدافند هوایی پالایشگاهی چون اصفهان حتی در مواردی خود به‌ طور مستقیم وارد عمل شد و هواپیماهای عراقی را نیز سرنگون و خلبان‌های آنها را دستگیر کرد.عراق که هدفش در دوران جنگ هشت‌ساله ضربه‌زدن به صادرات نفت (به‌عنوان درآمد ارزی) و نیز ضربه‌زدن به تولید نفت خام و فراورده‌های نفت و گازی در داخل بود، خوب می‌دانست که قطع سوخت‌رسانی در کشور باعث نارضایتی می‌شود. پس شریان‌های سوخت‌رسانی ایران را هدف قرار داد. برای نمونه اگر یکی از 6 تلمبه میان اهواز تا اصفهان از کار می‌افتاد، این مساوی بود با از کار افتادن پالایشگاه اصفهان. پالایشگاهی که نقش پررنگی در تهیه سوخت مورد نیاز هواپیماها و خودروها در جنگ داشت و تامین‌کننده بخش مهمی از نیازهای کشور محسوب می‌شد.همان زمان، پتروشیمی رازی و شیراز، کود شیمیایی تولید می‌کردند که خوراک اصلی توسعه صنایع کشاورزی است. عراق این‌دو را بمباران کرد. در این میان، پتروشیمی رازی چون در منطقه بندر امام و در کنار آب قرار داشت، بیشتر آسیب دید. این امر مدیران را هشیارتر از قبل می‌کرد. باید برای جلوگیری از دامنه آتش‌ها کاری می‌شد.

صادرات 2 میلیون بشکه‌ای از میان آتش

مهندس علیرضا ضیغمی، مدیرعامل شرکت نفت مناطق مرکزی ایران که در روزهای جنگ در پایانه نفتی خارک خدمت می کرد، درباره آن روزها می‌گوید: تنها دو روز پس از آغاز رسمی جنگ تحمیلی، تأسیسات نفتی خارک مورد تجاوز دشمن بعثی قرار گرفت که این عملیات‌ به‌وسیله بالگردها، موشک اگزوست و هواپیمای پیشرفته حمایت می‌شد. ضیغمی ادامه می‌دهد: پس از ناکامی بمباران خارک توسط بالگردهای دشمن که با طراحی شهید بابایی معاون عملیات وقت نیروی هوایی ارتش به‌وقوع پیوست، این منطقه از فاصله 200 کیلومتری مورد حملات موشکی اسکات قرار گرفت. به موزات این، هواپیماهای سوپر استاندارد و ضدرادار نیز این منطقه نفتی را مورد تجاور خود قرار دادند تا در جریان صادرات نفتی وقفه ایجاد شود، ولی همه اینها مقهور اراده دلاوران صنعت نفت و نیروی نظامی اعم از ارتش، سپاه، جهاد، بسیج و نیروهای بومی شد و صادرات ایران بدون یک روز وقفه به‌کار خود ادامه داد.در مدت دو هزار 880 روز حدود دو هزار 300 بار انفجار و بمباران در منطقه خارک و اطراف آن صورت گرفت، ولی وحدت و همدلی رزمندگان اسلام و نیروهای عرصه تولید صادرات ایران را در مرز دو میلیون بشکه نگه داشتند.بعد از اینکه بمباران‌ها در خارک افزایش یافت، ایران منطقه دیگری برای واردات فراورده‌ در نظر گرفت و آن، منطقه بهرگان بود. این منطقه حدود 120 کیلومتر با بوشهر فاصله داشت. بهرگان شبه‌جزیره مانند است و می‌توانست پناهی باشد برای اسکله‌های شناور که به‌جای اسکله‌های اصلی و ثابت قرار گرفته بودند. روزانه تا 30 میلیون لیتر فراورده از تنگه هرمز به بهرگان می‌رفت و این منطقه به صورت تلمبه‌خانه‌ای بسیار اساسی برای سوخت‌رسانی عمل می‌کرد. آن زمان واردات عمده ایران حدود 16 میلیون لیتر نفت‌گاز، 12 میلیون لیتر نفت‌سفید و سه میلیون لیتر بنزین بود. این ظرفیت وارداتی برای ایران در فصل زمستان بسیار حیاتی بود.

مظلومیت و حماسه مردان نفت

شهدای نفت حقیقتا حماسه ساز و مظلوم بودند. سیف الله جشن ساز، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بر مظلومیت و حماسه سازی مردان نفت تاکید دارد. وی با ذکر خاطره ای در این باره می گوید: سال 64 حمله شدیدی از سوی دشمن بعثی به تاسیسات نفتی بهرگان و محل تلاقی خطوط لوله نفت خام صادراتی شد. آتش سوزی بسیار مهیبی به وقوع پیوست و در این میان عده ای از کارکنان نفت در میان شعله های آتش گرفتار شدند. حجم آتش به قدری زیاد بود که با وجود تلاش شبانه روزی مهار آن یک هفته طول کشید. بهرگان و کارکنانش با هم سوختند. خانواده‌های کارکنان در مدتی که تلاش برای مهار آتش ادامه داشت دور آتش حلقه می زدند و می گریستند برای عزیزانشان،‌ اما آتش بی‌رحم‌تر از آن بود که چیزی باقی بگذارد. کارشناسان بعد از بازدید از این تاسیسات اعلام کردند که در شرایط عادی 9 ماه زمان لازم است تا بازسازی انجام شود. نخست‌وزیر وقت خواست تا 10 روزه این تلمبه‌خانه بازسازی شود، اما در کمال تعجب بازسازی این مجموعه و ایجاد چهار تلمبه‌خانه اضطراری جدید هفت روز بیشتر وقت نگرفت. از کنار این تجربه‌های مدیریتی و کاری در شرایط بحران براحتی نمی‌توان گذشت و اینها حقیقتا حماسه هایی هستند که ابعاد آن با گذشت چندین سال همچنان ناپیداست و باید مطالعه جامعی در باره آن صورت بگیرد تا متوجه شویم که صنعت نفت چگونه خود را در جنگ اداره کرده است.

جنگ، تجربه‌ای ارزشمند در مدیریت بحران

مهندس محمد آقایی تبریزی، مدیرعامل سابق شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی و مدرس موسسه مطالعات بین المللی انرژی درباره اهمیت تجربه‌های مدیریت بحران در دوره جنگ تحمیلی می‌گوید: دوره جنگ، برهه‌ای بسیار اساسی بود که تجربیات بزرگی را به همراه داشت و مهمترین تجربه این دوران در عرصه صنعت نفت، شناخت مدیریت بحران در عمل و آزمون آن در شرایط بحرانی بود. ایران در این دوران حتی یک روز صادرات خود را از دست نداد و روزانه بیش از دو میلیون بشکه نفت خام تولید می‌کرد.وی می‌افزاید: اگر تجربه‌های دوره جنگ به دانش مدیریت وارد می‌شد، نه فقط برای کشور مفید بود، بلکه سبب افزایش سطح دانش بشری می‌شد.عراق پس از آنکه همان اوایل جنگ از حمله به خارک و سایر تاسیسات پالایشگاهی کشور مایوس شد، چاه‌های نفتی را هدف قرار داد. اولین بار در بهمن 61 چاه‌های میدان نفتی نوروز را بمباران کردند که به همراه آن پنج چاه نفتی در این میدان به آتش کشیده شد. بعد چاه‌های ابوذر و سروش نیز بمباران شد. آمریکایی‌ها در سال 66 سکوی رسالت و رشادت را زدند.آمارها می‌گوید در مجموع 21 حلقه چاه دریایی در خلیج فارس به آتش کشیده شد. آن زمان برای مهار چاه‌ها تبحری وجود نداشت. پیشنهاد شد تا کارشناسان خارجی برای انجام این کار دعوت شوند. این کارشناسان در ازای کمک به ایران دو تقاضا داشتند: پول و امنیت. امنیت به معنای سازش و خاتمه جنگ تحمیلی بود.امری که در زمان خود نمی‌توانست پذیرفتنی باشد. از سوی دیگر، عراق در رسانه‌ها وانمود می‌کرد که ایران خود خلیج فارس را آلوده کرده و این آلودگی روانی و تبلیغاتی فشار را بر ایران بیشتر می‌کرد.با این همه از همان ابتدای کار مهار چاه‌های نقتی نوروز به دست نیروهای داخلی انجام شد و تا پایان هم ادامه داشت؛ به گونه ای که دنیا باورش نمی‌شد این کار را متخصصان ایرانی انجام داده‌اند.این تجربه مدیریتی جز با همت خانواده ایثارگر نفت ممکن نبود. خانواده‌ای که شاید بیش از تبلیغات و همایش‌ها و سمینارها به توجه نیازمندند. آن 13 هزار رزمنده وزارتخانه نفت و آن هزار و 185 آزاده حتما حرف‌های زیادی از روزهای جنگ دارند. خاطراتی که می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات صنعت نفت امروز باشد. با این همه نباید از آن دوران فقط خاطره باقی بماند. این خانواده ایثارگر سرمایه ارزشمند صنعت نفت است.
علی شاکر

۵ مرداد ۱۳۸۸ ۱۴:۲۲
کد خبر: 5767
    


 نظر جدید 

نام فرستنده :  
ایمیل :    
عنوان :
توضیح : *
لطفا کدی را که در شکل زیر می بینید، وارد کنید:
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)
  *
 
* = ضروری



 

Powered By RADCOM