|
در لغت، فرهنگ به معنای سرمایه های مادی و معنوی یک ملت است ولی در عمل، الگوهای رفتاری و شخصیتی افراد یک جامعه در سطوح و نقاط مختلف است که فرهنگ عمومی آن جامعه را شکل می دهد. بی تردید اصلاح فرهنگ در هر زمینه ای مستلزم اصلاح الگوی رفتاری در آن زمینه است و از همین روست که تا الگویی به صورت نهادینه اصلاح نگردد به یک فرهنگ پایدار تبدیل نمی شود. نکته مهمی که در اصلاح الگوها باید به آن توجه نمود این است که تغییر در جهت اصلاح مثبت، روندی است که در طول زمان محقق می شود و لذا گرچه استفاده از روشهای آموزشی از طریق مدارس، رسانه ها و نهادهای ذیربط موثر است ولی برای تکمیل و تسریع این روند، وضع قوانین مرتبط و مناسب ضروری است. از طرفی اصولاً قوانینی موثر و گره گشا هستند که جامع، کامل و مانع باشند و در اجرای آنها آثار جانبی و صدمه به دیگر بخشها وارد نگردد. بی تردید برای تدوین چنین قوانینی، داشتن اطلاعات صحیح و جامع در قالب یک طرح جامع در آن زمینه ضروری است. از همین روست که می توان اذعان نمود دستیابی به یک الگوی پایدار در مصرف و تولید بهینه انرژی در کشور نیازمند داشتن طرح جامع انرژی است.
|
از طرفی طرح جامع انرژی زمانی در اجرا موثر خواهد بود که با کلیات نقشه راه آینده کشور همخوانی داشته باشد و لذا باتوجه به محوریت پیشرفت و عدالت در فعالیتهای کشور در دهه پیش رو، می توان گفت در تدوین طرح جامع انرژی کشور نیز باید منظر پیشرفت و عدالت را در نظر داشت تا مصادیق اجرایی آن نیز قابل تعریف باشد و بتوان در اجرا نیز به نتیجه مطلوب رسید. برخی از مباحث کلی که از منظر پیشرفت و عدالت باید در طرح جامع انرژی گنجانده شوند عبارتند از کاهش خام فروشی و ایجاد ارزش افزوده و اشتغال زایی با توسعه صنایع پایین دست در پهنه کشور با توجه به توانمندیهای خاص و عام هر منطقه، برداشت صیانتی از مخازن نفت و گاز و حفظ منابع ملی با الزام به استفاده مناسب و بهینه برای نسل فعلی و نگهداری برای نسلهای آینده، برداشت حداکثری از مخازن نفت و گاز مشترک با همسایگان، افزایش ضریب بازیافت از مخازن نفت و گاز با استفاده از روشهای موثر و فن آوریهای نوین، حفظ محیط زیست با رعایت ضوابط زیست محیطی در اجرای طرحها و همچنین اختصاص درصدی از منافع حاصله از اجرای طرحها برای ترمیم های ناشی از آسیبهای احتمالی زیست محیطی، افزایش درصد استفاده از انرژی های نو در سبد انرژی کشور با تولید انرژی و حرارت از منابع تجزیه شونده و نو مانند باد و خورشد و حتی زباله ها در مناطقی که قابل استفاده است، درآمدزایی با استفاده از فرصتهای سوآپ نفت و میعانات گازی، بهینه سازی پالایشگاههای نفت با هدف بهینه نمودن فرآورده های تولیدی آنها. در کنار این نکات اصلی، پرسشهای متعددی نیز وجود دارد که دستیابی به پاسخ کارشناسی و دقیق به آنها برای تدوین این طرح، جامعیت آن را افزایش می دهد. میزان مناسب گاز یارانه ای و غیریارانه ای که باید با توجه به پراکندگی جمعیتی دهکها در اقلیمهای مختلف برای تامین گرما و مصارف خانگی و صنایع کوچک اختصاص داد، میزان مناسب گاز مورد نیاز واحدهای پتروشیمی برای هر دو بخش خوراک و سوخت با توجه به اولویت اشتغال زایی این صنعت در کشور، میزان گاز تزریقی به چاههای نفت باتوجه به نوسانات قیمتی هر دو حامل و پارامتر افت فشار در چاههای نفت، میزان مناسب صادرات گاز و تعیین اولویت در طرحهای صادراتی با توجه به منافع میان مدت و بلند مدت ملی، تعیین نقطه بهینه مصرف سی.ان.جی در سبد انرژی کشور، میزان گاز مورد نیاز سوخت نیروگاهها و نحوه بهینه نمودن آن و تعیین میزان نیروی برق مورد نیاز کشور و نوع و پراکندگی نیروگاهها باتوجه به اقلیمهای مختلف از جمله این پرسشهاست. گرچه مدتی است مطالعات ارزشمندی توسط کمیسیون انرژی مجلس و وزارت نفت در این خصوص صورت گرفته است ولی بی تردید افزودن منظر پیشرفت و عدالت در تدوین مباحث کلی این طرح، نه تنها فرآیند تصویب و اجرایی نمودن آن را تسریع می کند بلکه در اجرا نیز به دلیل همخوانی با نقشه راه آینده کشور، طرحی موثرتر و نتیجه بخش تر خواهد بود. نگارنده: مهندس مسعود فزون بال
|