درباره ما|تماس با ما|نقشه سایت|پیوند|
English
۱۴ ربيع الاول ۱۴۳۳ | Mon, February 06, 2012 | دوشنبه، ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ | ۰۰:۵۶
 
نسخه چاپی ارسال به دوستان
بخش پایانی
پول نفت سر سفره مردم، لبخند رضایت گوشه لب مردم (2)
ایران پترو – " با کسانی که دیشب تماس گرفته ایم بیایند این طرف، بقیه هم باید هر کدام یک نامه داشته باشند، نامه باید نام، نام خانوادگی، موضوع، آدرس و شماره تلفن داشته باشد.همه درخواست ها یا شکایات خطاب به رییس جمهور باشد.توجه کنید هر کس می خواهد از این سالن به سالن بعدی برود این موارد را باید رعایت کند." روز، روز دیدار مردمی رییس جمهور است با مردم جنوب تهران در قالب اولین سفر استانی دولت نهم در سال جدید(دوشنبه 10 فروردین88). محله، محله پایین شهریها است، میدان ابوذر، ساختمان آموزش و پرورش منطقه 17 و دو مدرسه چسبیده به آن ( آزادگان و باجلان). از هشت صبح در این منطقه شوری به پا شده است، امید در دل

بوروکراسی هم بوروکراسی کارشناسان دفتر ریاست جمهوری و نه اداره هایی که برای انجام یک کار ساده ارباب رجوع، صد مشکل می تراشند و هزار فلسفه می بافند. شتاب رسیدگی به نامه ها و دادن مشاوره به صاحبان نامه ها حقیفتا شگفت است و شگرف. گشاده رویی و برخورد گرم آنها با خیل عظیم مراجعه کنندگان نیز مثال زدنی است. انگار نه انگار مخاطبان آنها اکثرا مردم گرفتار و غرق در مشکل هستند. برخورد کارشناسان با مراجعان به گونه ای است که گویی مراجعه کنندگان پول زیادی دارند و مال و منال فراوان، انگار نه انگار کارشناسان کسانی را گرم و با روی باز پذیرا می شوند که نه پول دارند نه مال و منال، احساس خوبی به آدم دست می دهد در اینجا.دوست نداری ترک کنی اینجا را.چه بیرون بروی باز به اندازه پول در جیبت تحویل گرفته خواهی شد و معیار حرف زدن ها با تو پول در جیبت خواهد بود، "پول". در ذهن خود در حال تجزیه و تحلیلم، شیوه و شتاب رسیدگی به نامه ها، نوع برخورد کارمندان و کارشناسان دفتر ریاست جمهوری و همه مسائل را در مغزم فرو برده ام و دارم فکر می کنم، فکر به نحوه رسیدگی پرشتاب به امور توسط آقای میکروفن به دست، فکر به ادب و متانت کارشناسان نامه به دست، که ناگهان مستاصل می شوم.نمی دانم با کاغذهای سفید چه بکنم، آخر من برای تهیه گزارش به آنجا رفته بودم نه طرح مشکل خودم با نوشتن نامه و گرفتن مجوز ورود به سالن بعدی(سالن ثبت نامه ها). نامه را نمی نویسم، مشکلاتم را نیز، از مسوول مربوط که نامه ها را می گرفت و بعد اجازه ورود به سالن ثبت نامه ها را صادر می کرد، خواهش می کنم تا اجازه دهد بدون نامه وارد شوم. او اما با احترام توضیح می دهد که معذور است چرا که قانون رسیدگی به درخواست ها و شکایات در اینگونه دیدارها اجازه چنین کاری را به او نمی دهد.ناگزیر کارتم را نشان می دهم و خودم را معرفی می کنم تا مگر روزنه ای برای ورودم به سالن و تهیه ادامه گزارش باز شود: " خبرنگاران باید از روابط عمومی مجوز بگیرند، خواهش می کنم لطف کنید و بروید از روابط عمومی مجوز بگیرید در خدمت شما خواهیم بود."
بی خیال سالن بعدی می شوم و با او که محترم و متین نیز می نماید، خداحافظی می کنم و او اما عذر خواهی که نتوانسته است خواسته ام را اجابت کند .به تهیه گزارش از حال و هوای درونی دیدارهای مردمی رییس جمهور و هیات دولت در همین جا خاتمه می دهم.می روم بیرون تا به محض آمدن احمدی نژاد موفق به تهیه گزارش از دید و بازدیدهای او با مردم شوم.دید و بازدیدهایی که در بخش اول همین گزارش شرح کامل آن آمده است.
یادآور می شود، از آن جا که در حاشیه نگاری خبرنگار شبکه خبری برنا مطالبی به رشته تحریر درآمده است که تکمیل کننده گزارش ایران پترو از سالن ثبت نامه ها به بعد است.قسمت مورد اشاره از این حاشیه نگاری، عینا در اینجا منعکس می شود، هر چند که کامل آن نیز در سرویس عمومی ایران پترو، کار شده است.
برنا: وارد حیاط مدرسه که می شوم، ‌سعیدلو معاون اجرایی رییس جمهور را می بینم که مردم دورش را گرفته اند و با او صحبت می کنند.
هر وزارتخانه در یکی از کلاسها مستقر شده و وزرا و معاونانشان هم پاسخگوی مردم هستند، همه وزارتخانه ها وسازمان های دولتی هم اینجا اتاق دارند از آموزش پرورش و وزارت کشور گرفته تا وزارت اطلاعات و دفاع و حتی سازمان میراث فرهنگی. حالا بگذریم که برخی وزارتخانه ها مثل نفت اتاق شیک و تر تمیزی دارند که احتمالاً برای مدیر مدرسه است.وزارت بهداشت و وزیر جوان و کارآمد آن اولین اتاقی است که به سراغ آن می روم. باقری لنکرانی نشسته و با سعه صدر به مراجعین پاسخ می دهد و نامه هایشان را پاراف می کند.پیرزنی می نشیند و با وزیر از مشکلات فرزند هموفیلی اش می گوید،‌ وزیر زیر نامه در خواستش "مساعدت شود"ی می نویسد و پیرزن شروع می کند به دعا "در پناه خدا باشید،‌ انشالله که خدا بهتان یاری بده" وزیر لبخندی می زند و شکلاتی به او تعارف می کند.
وزرات ارتباطات مراجعات مردمی زیادی ندارد،‌ نفت هم همینطور، وزارت دفاع و اطلاعات و سازمان میراث فرهنگی هم خلوت است. رحیم مشایی می گوید: خب کار ماطوری است که زیاد مراجعات مردمی نداریم.
وزارت مسکن و صندوق مهر امام رضا از شلوغ‌ترین اتاق های مدرسه هستند. وزیر مسکن حضور ندارد اما معاونانش از صبح اینجا هستند تا به مشکلات و درخواست ها رسیدگی کنند.
وام ودیعه مسکن هم بیشترین متقاضی و مراجعه کننده را دارد.بیرون در لابلای صف یکی می گوید آقا وام نمی دهند اینها که،‌ همش پارتی بازیه! یکی دیگه می گوید اگر می دانی نمی دهند چرا صف رو شلوغ کردی؟ بی‌جواب می ماند بنده خدا. پیرمردی هم به این حرف اعتراض می کند و می گوید از اول این دولت هر چی به ما گفتند بهمان دادند هم حقوق من بازنشسته رو زیاد کردند هم سهام عدالتمان را دادند. شما هم به قیافت می خوره تا حالا نرفتی دنبال وام که بگیری وگرنه می دونستی که وام می دهند پسرجان!
به سمت تعدادی دیگر از وزرا که در مدرسه مجاور هستند، می روم. وزیرکشاورزی دارد راجع به قباله ای که در دست زنی است اما زمینش حالا جز اموال دولت شده، دستوری را صادر می کند. وزیر می گوید بیشتر مراجعات مربوط به مجوز دامپروری و بحث زمین بوده است.زن لابلای صحبت وزیر می آید و تشکر می کند می گوید: آخه وقتی شما اینجا هستید که مشکل ما نباید اینقدر دیر حل میشد. وزیر معذرت‌خواهی می کند و زن را راهی می کند.وزیر علوم هم در حال پاسخگویی به دو دانشجوی پیام نور است و به گلایه‌های دختر دانشجوی یک مؤسسه غیرانتفاعی هم گوش می دهد و قول می دهد رسیدگی بیشتری شود. بیشترین مراجعات هم مربوط به درخواست انتقال دانشجوهاست.وزیر آموزش و پرورش هم بیشتر به مسایل فرهنگیان منطقه رسیدگی می کند و دستورات لازم را ابلاغ می کند.

بخش اول

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۰۴:۳۶
کد خبر: 3604
    


 نظر جدید 

نام فرستنده :  
ایمیل :    
عنوان :
توضیح : *
لطفا کدی را که در شکل زیر می بینید، وارد کنید:
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)
  *
 
* = ضروری



 

Powered By RADCOM