این نامگذاری خردمندانه موجی از شادی و شعف در دل دوستداران نظام و انقلاب ایجاد کرد، اگر چه پیش از این معظم له بارها و بارها در بیانات و سخنرانیهای رسمیشان بر ضرورت گسترش مقوله تحقیق و نوآوری در کشور تاکید کرده بودند، اما عملکرد دستگاههای اجرایی و تقنینی کشور به دلیل گرفتاریها و تعدد الویتها، از وقوف کامل و جامع نسبت به این امر بنیادین دور مانده بود و تقریباً میتوان اعتراف کرد که موضوع خلاقیت، تحقیقات و نوآوری، بجز در چند رشته و عرصه خاص، رو به سوی انزوا و قهقرا میرفت، اما نامگذاری رسمی این سال(1387) از سوی رهبر فرزانه انقلاب به نام نوآوری و شکوفایی که چراغ هدایت و فصلالخطاب عمل دستگاهها، نهادها و سازمانهاست، در همان لحظه نخست اعلام، خطر متروک ماندن موضوع تحقیقات و نوآوری را از سر این سرفصل اساس<پیشرفت و عزت کشور> دور کرد و اکنون همه چشمها مترصد و همه دلها در انتظار این است که شاهد تصمیمها و تدبیرهایی چشمافسا و پرفایده در صحنه ترویج، توسعه و تشویق به نوآوری و تحقیقات باشیم، تصمیمهایی که هریک میتواند به شکوفایی و پیشرفت هرچه بهتر کشور، آبادانی ایران اسلامی و رفاه ملت شریف ایران و در نهایت نشستن طعم شیرین "شکوفایی" در ذائقه مردم ایران منتهی و منجر شود. پر واضح است که ایران ما امروز در شرایطی از فرآیند توسعه یافتگیاش به سر میبرد که از ظرفیتها و مزیتهای غیر قابل انکاری در صحنه نوآوری برخوردار است. از یک سو وجود استعداد جوان، پر شور و به اعتراف همه جهانیان <به غایت دانشمند> امکان رشدو تعالی ظرفیت علمی کشور را برایمان فراهم ساخته است و نیز از سویی دیگر وضعیت بخشها و مجموعههای کشورمان به گونهای است که به شدت مستعد جذب و حل توانمندیهای علمی-پژوهشی و هرگونه رویکرد <نوآورانه> است. ایران 1387 که در هجدهمین سال پیمودن مدار به سوی توسعه پایدار است، گرچه پیشرفتها و رشد با نسبه قابل قبولی را تجربه کرده است اما برای پای نهادن در جاده تعالی توسعه و یا به تعبیر بهتر <جهش در شاخصها و آرمانها> راهی جز توجه افزونتر به مقوله< علم محوری> ندارد. تاکنون هر آنچه طی این دو دهه در میهن ما ساخته و پرداخته شده یا عمدتاً < کار محور> بوده و یا در بعضی موارد< سرمایه محور> یعنی بخش عمده زیر ساختها، و قسمت اعظم آبادانی فعلی ایران زمین عمدتاً مرهون دو عامل عمده "کار و تلاش" و یا " تزریق سرمایههای خارجی و داخلی" بوده و نقش عامل "فناوری" که محصول نهایی نوآوری پژوهش و دانش است، اگرچه قابل رصد اما چندان محسوس و شایسته نیست. نگارنده معتقد است بخشهای متعددی از زیرمجموعههای عملیاتی صحنه اقتصاد ملی، این قابلیت و پتانسیل را دارند که با ایجاد یک دگرگونی بنیادین از نعمت "نوآوری" برخوردار گشته و ثمره دو دهه کار و کوشش برای توسعه در آن بخشها به محصولاتی عینی و اثرگذار بر نحوه معاش و معیشت و ساختارهای ریز اقتصاد جامعه ما بدل شوند. در همین راستا، و با پذیرش اثر بی چون و چرای بخش صنعت نفت بر رهیافتها و معماری ساختمان اقتصاد ایران و تایید این نکته که بخش نفت بیتردید اثرگذارترین مولفه بر فرآیند توسعه اقتصاد ایران است، باید به این نتیجه بدیهی رسید که این مجموعه میتواند در پرتو هدایتهای داهیانه رهبری به مسئولان و در سایه توجه و ترویج نوآوری در سال جاری و سالهای پس از آن به <شکوفاترین> بخش اقتصاد ایران بدل شود. میدانیم که صنعت نفت ایران در پی ایجاد و گسترشش طی قرن اخیر در سالهای متمادی زیر نفوذ علمی و سیطره فنی غیر ایرانیان قرار داشته است. 45 سال حضور بلا منازع انگلستان در صنعت نفت ایران و حداقل 25 سال برتری و فرماندهی علمی آمریکا در عرصه و صحنه صنعت نفت ایران این اثر شوم را به بار آورد که اندیشه تفکر و توان علمی ایرانیان برای اداره و تعالی صنعت نفت خویش به کنج عزلت خزیده و یا همواره در سایه آن تسلط خارجی باقی بماند. پس از ظهور جریان اتکا به خود که به برکت پیروزی انقلاب اسلامی ایجاد گشت، صنعت نفت ایران گامهای اول خود را برای فرماندهی علمی ثروت ملی ایران بدون هیچگونه برنامه و رهیافت از پیش تعیین شده برداشت و به دلیل بی برنامه بودن نیز هرآنچه که کسب شد، تنها ناشی از <غیرت و تعصب> فرزندان ایران زمین بوده است. به هر روی امروزه در حالی که در یکصدمین سال بهرهبرداری از نفت در ایران هستیم، و فرصتی برای تجریه و تحلیل صنعتی پر سابقه تر از همه صنایع در کشور پیش روی طراحان سیاست های اقتصادی گشوده شده است. چند عامل از جمله فرسودگی ساختار صنعتی و اداری،ضرورت توسعه پر شتاب برای هم نوایی و هم آهنگی با ضرب آهنگ رشد و توسعه صنعت نفت جهان و نیز صیانت و ممارست ثروت ملی برای کامیابی نسل آتی ایرانیان ایجاب میکند که " نهضتی علمی و عملی با تکیه بر نوآوری" و در سایه توجه به پژوهش و تحقیق و با محوریت علم، صنعت نفت ایران را از بنیان دگرگون ساخته و رویکرد "ثروت آفرینی" صنعت نفت ایران به زاویه نگاه < نوآفرینی> تبدیل گردد. جالب اینجاست که نگاهی گذرا به رخدادهای درونی صنعت نفت ایران حکایت از کامل بودن بستر، مقدمات، ابزار و عوامل نیل به این زوایه جدید نگاه دارد. اما در این میان تغییر مسیر برنامههای مدیریتی و اعطای جایگاه شایسته به موضوع نوآوری در همه زیرمجموعههای صنعت نفت را شاید بتوان تنها چالش احتمالی در برابر رسیدن به این زاویه نو تفسیر کرد. میدانیم که صنعت نفت ایران حدود یکصد سال است که به فروش محصول عمدتاً خام عادت کرده است، به جز بافت درونی صنعت، پیکره اقتصاد ایران هم از این نگرش تاسی جسته و به شدت به این کارکرد صنعت نفت ایران وابسته شده است که اثر برجسته آن، عادت کردن و وابستگی بیش از پیش اقتصاد ایران به درآمدهای حاصل از نفت خا م و گاز طبیعی است. با این وضع اگر قرار باشد این عادت یکصد ساله شکسته شود، صنعت نفت ایران به جای خلق مستقیم ثروت از راه خام فروشی، تغییر مسیر و تغییر کارکرد داده و از راه فناوری و نوآوری تولید درآمد ایجاد میکند که البته ممکن است با چالشهایی قابل عنایت در همه شئون اقتصاد ایران مواجه شویم. بر اساس همین تئوری میتوان ادعا کرد که دگرگونی در ساختار علمی و کارکرد صنعت نفت با رویکرد علم محوری و جهش نوآوری میتواند همه اجزای ساختمان اقتصاد ایران را دچار دگرگونی سازد و نیز حتی میتوان گفت که عدم توجه به نوآوری علمی در صنعت نفت میتواند همه تلاشهای انجام شده در آینده در سایر بخشهای اقتصادی کشور توقف توسعهای نموده و منجر به عقیم شدن راهبردهای علم محوری و نوآوری در سایر گروههای صنعتی و اقتصادی شود.با این وصف مناسب است تا گامهای استوار برای خلق و ایجاد دگرگونی با هدف "جهش نوآوری" در صنعت نفت را از همان طلیعه سال 87 آغاز کنیم. آنچه که مسلم است صد سالکی صنعت نفت در ایران که مقارن با سال نوآوری است ، این مزیت عمده را ایجاد کرده است که چرخ های موتور محرک صنعت نفت را در صد سال بعدی و یا دست کم در دهه های بعدی با مختصات جاده توسعه پایدار و ابزار هایی بنام نوآوری ، خلاقیت و ابتکار هماهنگ و موازی سازیم . در صورت این هماهنگی و همنوایی است که می توان به سده ای فروزان و پر فروغ چشم امید داشت.
منبع : پایگاه اطلاع رسانی یکصد سالگی نفت - احمد مددی