قبل از انتشار بخش هایی از حجم انبوه این اظهار نظرهای حمایت گونه و قدرشناسانه از ایران پترو که ابراز و ارسال آنها بدین شکل تا کنون بی سابقه بوده است ذکر این موضوع ضروری به نظر می رسد که ایران پترو چه آن زمان که به خاطر رویه اطلاع رسانی عدالت محورانه اش، در سیبل انتقادات شدید و بعضا هتاکانه ی بعضی از کاربرانش قرار داشته و چه حالا که گویی نزد تعداد دیگری از کاربران خود معزز و گرامی داشته شده است همواره دغدغه اطلاع رسانی بر مدار عدل و عدالت و انصاف را در سر می پرورانده است.
با این حال اما باید اذعان کنیم که گاهی اوقات بعضی رفتارهای گنگ و به دور از انصاف و صداقت برخی از مسوولان، آنچنان دست اندرکاران این شبکه خبری را در خشمی فرو برده غرق می کند و در بُغضی فرو خورده غوطه ور می سازد که ناچار و از روی اجبار به کلی قید انتشاراخبار مثبت و سفید را زده فقط و فقط به نقد و انتقاد می پردازند تا بلکه تلنگری زده باشند به همه آنها که بر مدار رفتارهای حیله گرانه در صدد رسیدن به اهداف مورد نظر خود بر می آیند:
1. به به دمتون گرم خوب دارید حال گیری می کنید دست خوش
2. سایت خبری یعنی این ای ول..................... عمرتون پاینده اطلاع رسانیتون مستدام !!!!!!!!!!!!!!!!!
3. ایول ایول ایران پترو ایول!
4. مگر اینکه شما ایران پترویی های شجاع گوش اینهارو بپیچونید هیشکی که نه جرات داره نه قدرت داره نه ....
5. دوستون داریم می بوسمتون. حرف دل ما رو می زنید حرف دل ما که تو نفت خفه خون گرفتیم و نمی توانیم بزنیم
6. می خوامت
7. درود بر ایران پترو مرگ بر...
8. ایران پترو در آسمان نفت چون ستاره ای مشعشع می درخشد احسنت
9. از شما چه پنهان من کلی اطلاعات دارم از ریخت و پاشاشون اگر خواستید همه را برایتان می فرستم از روابط عمومی هم کلی حرف دارم ایمیل بزنید.
10. آفرین به ایران پترو احسن احسن
11. این روابط عمومییا همشون همین هستند شماها نارحت نشید من معذرت می خوایم ببخشید حالا اونا یه....شما تاج سر مایید.........
12. ایران پترو هورا پرسان.... نجار... وزارت نفت... ایران پترو هورا.....................
13.آفرین آفرین آفرین.خوشم اومد نه بابا انگار شیر پاک خورده اید
14. آفرین کیف کردم حال کردم دم همتون گرم
15. دمتون فن کوئل بخاری
16. آفرین
17. آفرین
18. ای ول
19. دمتون جیز
20. مبارکه تبریک.آخرش حق و باطل و از هم تشخیص دادید.
.
.
.
و اما بخش فرجامین این اظهار نظرهای قدرشناسانه را که امیدواریم ابراز آنها همه از سر صدق و صفا بوده باشد! اختصاص می دهیم به یکی از چندین و چند مطلب انتقادی ای که ارسال کننده یا ارسال کنندگان آن به رغم درخواست های مکرر ایران پترو، بدون معرفی خود و حتی ارائه شماره تماس برای ایران پترو ارسال کرده اند و ما نیز به دلیل مشکوک بون آنها تا کنون، هیچ یک را به عنوان خبر، گزارش و یا یادداشت، کار نکرده ایم.
مطلب مذکور را که نویسنده یا ارسال کننده آن به رغم ایمیل های متعدد ایران پترو نه خود را معرفی کرد و نه شماره تماسی ارائه، بدون هیچ دخل و تصرفی با هم می خوانیم :
آن که باد می کارد، طوفان درو خواهد کرد
در روابط عمومی وزارت نفت چه می گذرد؟!
ارتباط سازنده و اعتماد سازی بخش های مختلف صنایع کشور با رسانههای گروهی، وظیفه خطیری است که امروزه به رغم تاکید مسئولان نظام ،در برخی موارد شاهد غفلت متولیان امر ارتباطات و اطلاع رسانی از آن هستیم. در نوشته حاضر به بررسی عملکرد روابط عمومی وزارت نفت در حوزه ارتباطات و اطلاع رسانی می پردازیم.
***
«انتظار دارد با توجه به اهمیت این حوزه{روابط عمومی} در صنعت نفت با برنامه ریزی مناسب، اتخاذ سیاست های اطلاع رسانی مداوم، بهره گیری از تمام ابزارهای رسانه ای و فرهنگی و تعامل دائمی مثبت و سازنده با اصحاب رسانه به منظور حس شخصیت و ارتقای مقبولیت وزارت نفت به عنوان بزرگ ترین و گسترده ترین صنعت کشور و پیشران اقتصاد میهن اسلامی اهتمام لازم را به عمل آورید.»
این عبارت، بخشی از متن حکم انتصاب ، مدیر کل روابط عمومی وزارت نفت در تاریخ 18 آبان ماه 1388 بود.
این حکم زمانی صادر شده بود که کاستی های ساختار مدیریتی روابط عمومی وزارت نفت - که روزگاری در تاریخ این مرز و بوم به عنوان پیشگام ایده های خلاق در حوزه تبلیغات و اطلاع رسانی به شمار می رفت- کام بسیاری از اصحاب رسانه را تلخ کرده بود.
اجرای مفاد این حکم می توانست بخش مهمی از مشکلات صنعت نفت در حوزه ارتباط با رسانه ها را حل کند ؛ اما حیف که روال کارها در خلاف جهت توصیه های وزیر پیش رفت و در این مدت ما شاهد برخوردهای غیر حرفه ای و گاه غیر اخلاقی با اصحاب رسانه بودیم . ماجرای پرخاش و بی حرمتی شخص مدیرکل به یکی از با سابقه ترین خبرنگاران درون سازمانی روابط عمومی وزارت نفت در جریان عملیات مهار چاه 24 نفت شهر تنها نمونه ای از آن است ؛ و اسف بارتر آن که طی 18 ماه گذشته کسی شاهد « تعامل دائمی مثبت و سازنده با اصحاب رسانه» از سوی اداره کل روابط عمومی وزارت نفت نبوده است.
سخن از روزی است که این خبرنگار تازه رها شده از بند بیماری با اتومبیل شخصی مسافت اصفهان تا نفت شهر را تنها و تنها به دلیل حمیت و تعصب شغلی طی کرده بود تا مبادا مردان سخت کوش گروه مهار احساس تنهایی کنند و یا خدای ناکرده رسانه های فرصت طلب ،از خلاء خبری سوء استغاده کرده؛ درب یک حادثه محتمل در صنعت نفت را بر پاشنه آشیل طبقه 13 ساختمان وزارت نفت بچرخانند و از آب گل آلود ماهی بگیرند.
فوران چاه 24 نفت شهر، رویدادی که با همه تلخی و ناگواری ماهوی خود می توانست پس از مهار شعله های سرکش، تبدیل به محملی مناسب برای به تصویر کشیدن توانمندی فرزندان ایران اسلامی شود، اما دریغ و صد دریغ از نبود تدبیر لازم و به گاه.
اما جناب آقای دکتر میرکاظمی هیچ وقت از مدیرکل خود، سراغ گزارشی از عملکرد رسانه ای روابط عمومی برای انعکاس تلاش مهارگران نفت شهر را نگرفت که نگرفت.
آقای دکتر میرکاظمی! آیا اهمیت رشادت کارکنان و مدیران شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، شرکت نفت مناطق مرکزی، شرکت ملی حفاری ایران و شرکت حفاری شمال کم اهمیت تر از فعالیت های تبلیغاتی مدیر کل امروز و رئیس ستاد انتخاباتی کاندیدای رأی نیاوردۀ ریاست جمهوری در رقابت انتخاباتی سال 84 ) بود که درباره آن خروارها جزوه و کتاب و بروشور چاپ و همایش های متعدد برگزار کردید و درباره نفت شهر، دریغ از یک گرازش اثرگذار و خواندنی ؟
جناب پرسان، در پاییز 88 و در نخستین نشست خود با خبرنگاران و نمایندگان رسانههای گروهی ضمن دلجوئی از آنان و تقبیح آنچه او کج سلیقه گی مدیران قبلی در برخورد با اصحاب رسانه توصیف کرد، به خبرنگاران وعده داد تا اوضاع را بهتر و مسیر های ارتباطاتی برای تعامل سازنده و پویا با جامعه رسانهای را هموارتر از پیش کند.
سخنان مملو از امید و صحبت های به ظاهر متواضعانه مدیرکل تازه آمده به وزارت نفت ، نویدبخش ارتباط سازنده و مؤثر رسانهها با این مجموعه حیاتی در صنعت و اقتصاد ایران بود.
پس از پایان جلسه مدیرکل، خبرنگاران در حالی که سالن را ترک می کردند به هم امید می دادند: «اگر به وعدههایش عمل کند اوضاع خیلی بهتر می شود و وزارت نفت از این بن بست خبری خارج خواهد شد.»
هم اکنون با گذشت بیش از 20 ماه از برگزاری آن جلسه؛ می توان نگاهی به پشت سر انداخت و داوری کرد که از آن همه وعده شیرین و برنامه های دل انگیز چه میزان به حقیقت پیوسته است و کدام یک را هنوز هنگام درو و خرمن نرسیده است.
روابط عمومی وزارت نفت در این مدت، گردهمایی هایی با عنوان «نشست تخصصی...» را با دعوت از برخی مدیران ارشد صنعت نفت به همراه گروهی از خبرنگاران برگزار کرد تا به زعم برگزارکنندگان اصحاب رسانه با نقطه نظرات فنی مدیران آشنا شوند.
علاوه بر جلسات تئوری، برنامه هایی نیز تحت عنوان «سفرهای خبری» با هدف بازدید از مجموعه های عملیاتی و آشنایی خبرنگاران با روند فعالیت مراکز صنعت نفت تدارک دیده شد.
اما همانند بسیاری از برنامه های 20 ماه اخیر اداره کل روابط عمومی وزارت نفت، هیچ گزارش مستدلی از ارزیابی نتایج این خرج و برج های سنگین و بی هدف ارائه نشد که نشد و نشانه هایی از اثرگذاری آن در حوزه خبر به چشم نیامد ، البته جز ویژه نامه هایی با هزینه های گاه صدها میلیونی که آبی برای صنعت نفت گرم نکرده است.
به کارنامه مشعشع اداره کل روابط عمومی باید پدیده ای به نام «کلاس های آموزش در روابط عمومی» را نیز افزود، کلاس هایی که هیچ کس نفهمید چرا و به چه دلیل در آن گروهی از کارشناسان و کارشناسان ارشد علوم ارتباطات و روزنامه نگاری با سال ها سابقه اشتغال در روابط عمومی وزارت نفت، تازه باید سر کلاس های 12 ساعته ممتد «اصول نامه نگاری اداری» یا شیوه های منسوخ دفترداری و منشیگری بنشینند.یا این که، یک کارمند بازبین که وظیفه نامه رسانی را بر عهده دارد ،به جز دور باطل حیرت و خمیازه و بعد خمیازه و حیرت چه طرفی از کلاس های «کاربرد اینترنت در روابط عمومی» خواهد بست؟
البته جز بالا بردن معدل کاری اداره کل در برگزاری کلاس آموزشی که به حمداله به حد مکفی حاصل شد!
امیدوار بودیم در سایه آگاهی مجموعه روابط عمومی وزارت نفت نسبت به جایگاه خود و اهمیتی که برای امر خطیر اطلاعرسانی (با عنایت به وعدههای مدیرکل روابط عمومی و تاکید وزیر سابق نفت مبنی بر بکارگیری «دائمی تعامل مثبت و سازنده صنعت نفت با اصحاب رسانهها» در حکم انتصاب ایشان) ، بساط رخوت و روزمره گی در مبادی ارتباطی وزارت نفت برچیده شده و بنیان ارتباطات منطقی و سازنده با مدیران این وزارتخانه پی ریزی شود.
اما معلوم نشد که به ناگاه چه رخدادی در روابط عمومی وزارت نفت موجب شد؛ برنامههای معمول سال های پیش هم از کف خبرنگاران خارج شده و به دنبال آن تعداد رسانههای دعوت شده به برنامهها و نشست های خبری وزارت نفت رو به افول گذارد.
در 20 ماه گذشته شبکه خبر، خبرگزاری های ایسنا، مهر، و گاه و بی گاه هم شانا! از عمده ترین رسانه های حاضر در برنامههای خبری وزارت نفت بودند و چنین محدودیت هایی این گمان را به ذهن متبادر می کند که شاید حقایقی وجود دارد که جامعه خبری باید از آن بیخبر بماند!
البته سکاندار امروز روابط عمومی وزارت نفت چند صباحی است قلم حذف را از سر رسانه های خبری فراتر برده و هر از گاهی اقدام به حذف و اخراج یک یا چند تن از خبر نگاران و کارکنان درون سازمانی، در زیرمجموعه های روابط عمومی وزارت نفت می کند.
با حرکت های ناپخته و غیر منطقی مدیریت روابط عمومی وزارت نفت ، امروز کار به جایی رسیده است که اعتراض خبرنگاران و حتی برخی شرکت های زیرمجموعه صنعت نفت از نحوه برخورد و عملکرد روابط عمومی این وزارتخانه به گوش برسد.
آقای علی آبادی بد نیست بدانید ؛ به رغم تلاش این افراد برای انتقال انتقادهای دلسوزانه خود به وزیر نفت؛ اما به جهت برنامه ریزی حساب شده مدیرکل روابط عمومی در بایکوت رسانه های حوزه نفت ،پاسخ های صادره بسیار سطحی و مبهم است: روابط عمومی اجازه حضور خبرنگاران بیشتر را نمیدهد، مدیران تمایلی به اطلاعرسانی مناسب از خود نشان نمی دهند،و مسئول امور ارتباط با رسانه های روابط عمومی وزارت نفت به این پاسخ غیر مسئولانه بسنده می کند که:« بر اساس اولویت بندیهای خود، خبرنگاران را دعوت میکنیم» و بهانههائی از این دست که گاه از زبان افرادی غیراز مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت جاری می شود و معلوم نیست این موضع گیری رسمی است یا...؟.
جناب آقای مهندس علی آبادی سرپرست محترم وزارت نفت !
بدون تردید جنابعالی به این نکته آگاهی کامل دارید که گروه بندی رسانهها برای حضور در برنامههای خبری و تقسیم بندی شرکت های زیرمجموعه به خودی و غیر خودی برای قرار گرفتن در تریبون های خبری وزارت نفت ، معنائی جز گزینشی عمل کردن ندارد که نفس چنین رفتاری با ماهیت هدف و مسئولیت روابط عمومی که وصل کردن است و نه فصل کردن؛ مغایرت دارد.
یکی از مهمترین مصادیق تعامل مطبوعات با مجموعه وزارت نفت، اطلاع رسانی دوسویه است. اصحاب رسانه ای که بارها و بارها، تنها با تماس تلفنی یکی از کارمندان اداره کل روابط عمومی، وقت و بی وقت برای پوشش خبری برنامه های وزارتخانه حاضر شدند، انتظار دارند در مواقعی نیز که آنان نیاز به اطلاعات یا هماهنگی برای انجام گفت و گو دارند، روزها منتظر نمانند.
این گونه به نظر می رسد که مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت به خاطر دل-نگرانی فراوان خود در سپردن چاپ استند ها، بنرها و بیلبردهای - چند ده و گاه چندصد متر مربعی- به شرکت تبلیغاتی گیلار (بدون تغییر در 20 ماه اخیر) از یاد برده باشند که دانش روابط عمومی از مرحله مونولوگی و تک گویی و همه شنوی وارد مراحل تعامل کاربردی و عملیاتی شده است.
جناب مهندس علی آبادی! به عنوان فردی که بیش از 30 سال از عمر 50 ساله خود را در عرصه خبرنگاری گذرانده به شما پیشنهاد می کنم؛ فرد یا گروهی را مسئول بررسی و ارزیابی عملکرد 20 ماهه روابط عمومی و تطبیق شعارهای مدیرکل این مجموعه با دستاوردهای آن کنید؛تا دریابید که شرکت تبلیغاتی مذکور چه میزان از قرارداد های اداره کل روابط عمومی وزارت نفت را در چنبره خود گرفته و این روابط عمومی با صرف هزینه های گزاف و غیر ضروری چه دستاورد تبلیغاتی و رسانه ای را برای صنعت نفت به ارمغان آورده است.
همه ما به یاد داریم، یکی از محورهای مورد تاکید وزیر سابق نفت؛ برای دریافت رای اعتماد از مجلس شورای اسلامی و نمایندگان افکار عمومی، شفاف سازی و اطلاع رسانی صریح و دقیق به مردم و دولت بود.
با عنایت به تفاصیلی که رفت، این در حیطه اختیار و بلکه وظیفه شماست که حتی در صورت غفلت وزیر پیشین و به تبع آن مدیران کل دفتر وزارتی و روابط عمومی از این مهم، به وظیفه شرعی، قانونی و ملی خود عمل کرده و موارد کاستی را به زیرمجموعه های ستادی و اجرایی خود گوشزد کنید تا بادی که امروز در روابط عمومی کاشته می شود به دروی طوفان نرسد.